| کلیدهای نهج البلاغه-1 |
|
|
|
| نوشته شده توسط فرهاد نظری |
| چهارشنبه ، 7 مرداد 1388 ، 04:20 |
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ حكمتهاي نهج البلاغه (سخنان کوتاه وحکمت آمیز)-قسمت اول * درفتنه وآشوب چنان شتر دوساله باش .(كه نه پشتی نیرومند برای سواری دارد ونه پستانی برای دوشیدن) .(ح 1) * اگر جامة طمع پوشيدي به زبوني تن دادي .(ح 2) * اگر گرفتاريت را بيان كردي، به ذلّت راضي شده اي . (ح 2) * اگر فرمانبردار زبانت شدي،عظمت خودرا لگدكوب كردي.(ح 2) * بخل ورزیدن، ننگ است .(ح 3) * ترس، نقص روانی است .(ح 3) * فقر ،انسان باهوش را از اقامه دلیل ، لال می کند .(ح3) * انسان تنگدست در شهر خود غريب (بیگانه) است .(ح 3) * ناتوانی آفت است وشکیبایی دلاوری است وپارسایی ثروت ، پرهیزکاری سپری است و چه همنشین خوبی است رضایت در زندگی. (ح4) * دانش میراثی است شریف. فرهنگ پیشرو،آرایش هایی است در حال نو به نو شدن و اندیشه آیینه ای است روشن .(ح 5) * سينه خردمند ، صندوق راز اوست . (ح 6) * خوشخرويي ات را دام مِهري بساز.(ح 6) * بردباری، مخفی کننده عیوب است. (ح 6) * انسان از خودراضي، تعداد دشمنانش زياد است . (ح 6) * صدقه ،داروي ثمر بخشي است . (ح 7) *اعمال مردم دراین زندگانی،درآخرتشان در دیدگاه آنان قرار گیرد. (ح7) * شگفت ازآدميزاد با پيهي مي نگرد، با گوشتي مي گويد، با استخواني مي شنود، با سوراخي نفس مي كشد . (ح 8) * اگر دنيا به تو رو كرد، خوبي هاي ديگران را هم به حساب تو مي گذارد و الّا خوبي هاي خود تو را هم از تو مي گيرد . (ح 9) * با مردم چنان باش كه تا زنده اي پروانة وجودت باشند و در مرگت افسوس خورند . (ح 10) * شكر چيره شدن بر دشمن، گذشت است . (ح 11) * ناتوان ترین مردم، کسی است كه در دوست يابي ،ناتوان است.(ح 12) * ناتوان تر از او،كسي است كه در دوست نگه داري ،ناتوان است.(ح 12) * وقتي نسيم نعمت مي وزد، با كم سپاسي آن را از خود دور نكنيد . (ح 13) * هرکس که نزدیکانش او را ضایع کنند ، دوستی و الفت با دیگران را به دست آورد.(ح14) * هر شخص فريب خورده اي، نه سزاوار سرزنش است . (ح 15) * امور چنان تسلیم مقدرات است که حتی گاهی تدبیر موجب مرگ می شود.(ح 16) * هرکس که افسار خود رابه آرزویش بسپارد، به وسیله اجل از پای درآید.(ح 19) *خطا های جوانمردان را نادیده بگیریدوببخشید،هیچ یک ازآنان به لغزش نمی افتد مگر اینکه دست خداوندی دستش رابگیرد و بلندش کند.(ح20) ترس و هراس، همراه با نومیدی است. وشرمندگی با محرومیت است.(ح21) * فرصت ها مانند ابردر گذر است، فرصت های خیر را غنیمت بشمارید. (ح 21) * ما تا آخرین نیروی حرکت وشکل آن اقدام می کنیم و از حق خود اعراض نمی کنیم.(ح22) * هر کس که عملش اورا به عقب بیاندازد، نژاد ونسبش نمی تواند اورا پیش ببرد. (ح23) * رسیدن به فریاد، فریاد خواه و بر طرف کردن اندوه انسان غمگین ، كفّارة گناهان سهمگين است .(ح 24) * تا دردت با تو مي سازد، با دردت بساز .(ح 27) * اوج زهد، پنهان داشتن زهد است.(ح 28) * اگر درحال پشت گرداندن به زندگانی، هستی و مرگ در حال روی آوردن،دیدار تو با مرگ به سرعت می رسد.(ح29) * خداوند گناهانت را(از روی رحمانیت)پوشيده،تو خيال مي كني بخشيده ؟!(ح 30) * كسي كه مشتاق بهشت باشد، بايد شهوات را فدا كند . (ح 31) * کسی که از دوزخ بترسد ،باید از محرمات اجتناب نمایند.(ح31) * ميوة زهد، ساده گرفتن مصيبتها است .(ح 31) * كسي كه منتظر مرگ باشد، نه تنها به فرصتهاي خير سبقت، بلكه سرعت مي گيرد . (ح 31) * اگر از تاريخ گذشتگان، عبرت گرفتي، گويي كه با آنان زندگي كرده اي .(ح 31) * هرکس بردباری کند، درزندگی خود تفریط نکند ودر میان مردم پسنده زندگی کند.(31) * خلع سلاح منافق با ترويج فرهنگ نهي از منكر . (ح 31) * با سرگرمي به ژرف نگري، روز افزون از حقيقت دور مي شوي . (ح 31) * آنان كه گذرگاه شك را قرارگاه خود مي دانند، لگد كوب و اسير شيطان مي شوند .(ح 31) * شخصيت نيكوكار از نيكي اش برتر.وعامل شر ازخود شر،بدتر.(ح 32) * بخشنده باش نه ولخرج، حسابگر باش نه سخت گير .(ح 33) * آزادي از زندان آرزوها ، بهترين بي نيازي است .(ح 34) * اگر مي خواهي عليه تو ياوه گويي نشود، باعث رنج مردم نشو.(ح 35) * امير آرزو باش، نه اسير آرزو، چرا که هر کس که آرزو راطولانی کند، به بدکرداری دچار شود .(ح 36) * چه زيانبار است زحمتي كه به دنبالش گرفتاری،دردوزخ باشد.(ح 37) *چه سودمند است، راحتي كه به دنبالش آزادي از دوزخ باشد .(ح 37) * بی نیازترین بی نیازی ها، عقل است.(ح 38) * بزرگترین نیازمندی، حماقت است. (ح38) * وحشتناك ترین تنهایی، خودپسندي است. (ح 38) * بهترین و با کرامت ترین حيثيت ،خوش اخلاقی است . (ح 38) * بپرهیز ازاحمق ،چراکه می خواهد سودی به تو برساند ،ضرر می رساند. (ح38) * بپرهیز ازبخیل ،آنچه را که تو به آن از همه چیز محتاج تری از تو دورمی کند.(ح38) * بپرهیز ازانسان تبهکار ، چراکه تو را به هیچ وپوچ مي فروشد.(ح38) * بپرهیز ازدروغگو، چرا که همانند سراب است که دور را به تو نزدیک ونزدیک را به تو دور می نمایاند .(ح 38) * مستحبّاتي كه به واجبات آسيب بزند،باعث تقرّب نمي شود. (ح 39) * عاقل (برعكس احمق) نيانديشيده، سخن نمي گويد .(ح 40) * زبان خردمند،درپشت قلب اوست. و قلب احمق درپشت زبانش. (ح40) * بيماري گرچه اجري ندارد، ولي گناهان را همچون برگ پاييزي مي ريزد.(ح 42) * خوشا به حال كسي كه معاد انديش ، پركار، قناعت منش وراضي ازخداست.(ح 44) * اگر بينيِ مؤمن را ببرّم دشمنم نمي شود ، اگر ثروت عالم را به منافق دهم، دوستم نمي دارد . (ح 45) * گناهي كه به دردت آرد(غمگین کند)، به زكارنيكي كه به عُجبت كشاند.(ح 46) * ارزش هركس به اندازة همّت اوست.(ح47) * راستگويي (صدق وصفا) هركس به ميزان جوانمردي اوست .(ح 47) * شجاعت هرکس به اندازه عظمت طبع اوست .(ح47) * پاكدامني هركس، همطراز غيرت اوست . (ح 47) * رمز كاميابي در امور، دورانديشي، مشورت، حفظ اسرار.(ح 48) * از گرسنگي انسان كريم، و سيري شخص لئيم بترسيد . (ح 49) * اُلفت با انسانهاي برجسته گرچه سخت شروع مي شود ولي پايدار است .(ح 50) * سخاوت واقعيآن است كه بدون تقاضا انجام شود .والّا آبرو نگهداري است.(ح 53) * چه ارثي بهتر از ادب؟، چه پشتيباني بهتر از مشورت؟، چه تهيدستي بهتر از ناداني؟، چه ثروتي بهتر از خردورزي ؟ (ح 54) * صبر وشکیبایی بر دو گونه است :شکیبایی در برابر آنچه کراهت داری و شکیبایی در برابر آنچه دوست داری. (ح55) * بی نیازی در غربت وطن است و نیازمندی در وطن غربت.(ح56) * قناعت ، گنج پايان ناپذير .(ح57) * مال ، اصل ومایۀ شهوت هاست.(ح58) * کسی که تو رااز یک ناگواری بترساند، مانند کسی است که به تو مژده داده است .(ح59) * زبان، حیوانی است درنده، كه اگر رها شود گزنده است .(ح 60) * زن، گزنده اي است كه كه نيشش، نوش است . (ح 61) * محبّت را بهتر پاسخگو و سخاوت را بيشتر جبران كن و هميشه تو پيش قدم باش .(ح 62) * شفاعت کننده، بال جوینده است.(ح63) * مردم دنیا، مانند کاروانی هستند که آنان را به حرکت درآورده اند و می رانند، درحالیکه آنان در خوابند.(ح64) * از دست رفتن دوستان، غربتی است.(ح65) * به مقصود نرسيدن،آسانتر ازروانداختن نزد نا اهل است .(ح 66) *اگر بخششت كم بود شرمگین مباش،چون نبخشيدن كمتر ازآن است . (ح 67) * پاکدامنی ، زينت فقراست. وسپاسگزاری زينت توانگري .(ح 68) *اگرآنچه خواستي نشد،شكركنكه بدترازآنچه هستي نشد.(ح 69) * انسان جاهل يا كندرو است يا تندرو . (ح 70) * هنگامی که عقل کامل گشت، سخن كم شود .(ح 71) * گذشت روزگار بدن ها رامی پوساند،آرزوها را نو به نو می سازد،مرگ را نزدیک ،آرزو رادور می نماید. کسی که بر روزگار پیروز شد به زحمت افتاد وآن که از او فوت شد، به مشقت گرفتار شد.(ح72) * مربّي بايد قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خویشتن بپردازد وتادیب خویشتن راپیش ازتادیب زبانش ، انجام دهد .(ح 73) * آنكه به تربيت خود مي انديشد، سزاوارتر است به نكوداشت، از آنكه فقط به تربيت ديگران بپردازد . (ح73) * هر دم كه برآوري گامي به سوي مردن برداشته اي .(74) * هرآنچه که قابل شمارش است پایان یابد، هرآنچه که مورد انتظار است،فرا می رسد.(ح75) * امور زندگی وقتی که به ابهام و اشتباه افتاد ،آخرآنهارا با ابتدای آنها باید محاسبه نمود.(ح76) * صد افسوس از اين توشة كم مرا و از اين راه پر طول و پرخم مرا، سفر بس دراز است و پرترس و بيم ورودم به درگاه حق ،بس عظيم . (ح77) * حكمت را درياب هركجا كه باشد،زیرا حکمت گاهی در سینه منافق به حرکت درمی آید تا بیرون آید،ونزد آنان که شایسته آن هستند می آرامد ودر سینه مؤمن جایگیر می گردد .(ح 79) *حكمت،گمشدة مؤمن است.حكمت را ازمنافق هم كه شده بياموز.(ح80) * ارزش هر انسانی ناشی از آن امتیازنیکو است که در اوست. (ح 81) *براي رسيدن به پنج نصيحت سزاوار است رنجها بكشيم :(ح 82) 1) اميدت فقط به خدا باشد . 2) بیمت فقط ازگناه باشد. 3) از گفتن نمي دانم شرم نكن . 4) ازآموختن آنچه نمي داني خجالت نكش. 5) صبورو شکیبا باشید. زیرا نسبت صبر بر ايمان همانند نسبت سر است به بدن .(چنانکه خیری نیست در جسد بی سر).(ح82) * در برخورد با شخصي كه از حضرت(افراط نمود) تملّق كرد، فرمود : من كمترم از آنچه گفتي و برترم از آنچه که در درونت درباره من می اندیشی . (ح 83) * هر کس که( نمی دانم) را ترک کند .در هلاکتگاه ها سقوط کند.(ح85) * تجربة پيران ارزشمندتر از تلاش نوجوانان . (ح 86) * تو كه سرماية استغفار داري چرا نا اميد و مایوس شدی؟ (ح 87) * هركس رابطه اش را با خدا درست كند، خدا رابطة او را با خلق درست مي كند . (ح 89) *اگركسي دغدغةآخرت داشت،خداونددنيايش راسامان مي دهد.(ح89) * اگر كسي نصيحت گر خود شد، خداوند نگهباني بر او مي گمارد. (ح 89) * داناي واقعي دين كسي است كه مردم را نه از رحمت خدا نااميد و نه از عذاب الهي امان دهد . (ح 90) * نشاط بخشي و كاهش خستگي دل با سخنان پندآموز . (ح 91) *پایین ترین علم همانست که منحصر در زبان است. وبالاترین علم همانست که در اعضاء وارکان وجود آدمی آشکار می گردد.(ح92) * نگو خدايا امتحانم نكن، بگو خدايا افتضاحم نكن . (ح 93) * خير اين جهان فقط نصيب دو كس مي شود : گنه كاری که توبه کند ، وآن ها راجبران نماید. شخصی که براي وصول به خیرات (از نهایت فرصت ها استفاده می کند) بشتابد . (ح 94) * هیچ عَملي با تقوی ،كم نيست.چگونه آن عمل که مقبول بارگاه خداوندی است كم محسوب می گردد.(ح 95) * و شنید مردی از خوارج ، شب بیدار می ماند، نماز و قرآن می خواند، فرمود : خفتن با معرفت بهتر از بيداري و نماز شك آلود .(ح 97) * وقتي حديثي شنيديد در آن بيانديشيد نه آنكه فقط نقّال باشيدكه نقّال حديث فراوان و انديشمند حديث اندك است.(ح 98) * اينكه مي گوييد «انالله» به مملوكيّت خود اقرار مي كني و اينكه مي گويي« و انا اليه راجعون» به موقّت بودن زندگي و به بازگشت به سوي خدا اقرار داري . (ح 99) * در پاسخ ستايش فردي، فرمود : خدايا بهتر از آنكه مي پندارند، قرارم ده وآنچه را که اینان درباره ما نمی دانند،بیامرز. (ح 100) * اگر مي خواهي كارگشاييت گواراي نيازمند باشد، اين نكات را مراعات كن : خدمتت را كوچك بشمار و كتمان كن و سريع انجام ده تا كارگشاييت گوارا باشد . (ح 101) * دنيا وآخرت مانند مشرق و مغرب است به هركدام دل بستي از ديگري دل كندي . (ح 103) * در پاسخ اين سؤال كه چرا لباس وصله دار پوشيدي، فرمود : براي خشوع دل و مهار نفس و الگو گرفتن مؤمنين . (ح 103) * خوشا به حال آنانكه زاهد زيستند ، تختشان زمين ، فرششان خاك ، عطرشان آب ، لباس زيرشان قرآن (شدّت انس با قرآن) ، لباس رويشان دعاست. (ارتباط پيوسته با دعا).(ح 104 ) * آنچه خداوند نگفته از روي فراموشي نبوده، پس با پرسش بي جا خود را دچار رنج ومشكل نكنيد.(ح 105) * وقتي براي اصلاح دنيا ، مردم دينشان را خرج كردند، آسيب بيشتري به دنيايشان خواهد خورد.(ح 106) * بسا عالمی که جهلش او راکشت و با این که عملش با او بود ، ولی سودی به حالش نکرد.(ح107) * هیچ کس نمی تواند قانون خداوندی را برپای دارد،مگر کسی که تصنع نکند وخودرا به مردم خارج ازجاده حق تشبیه نکند ودنبال انگیزه طمع وتمایلات نرود.(ح110) * اگر كوهي دوست علي (ع) شود، فرو مي ريزد .(ازشدت رگبار ناگواری ها و مشقت ها ).(ح 111) * هرکس خاندان عصمت وطهارت را دوست بدارد .پس برای فقر وگسیختن از علایق دنیوی لباسی آماده نماید.(ح112) * سود آور ترين ثروت عقل است ، وحشتناكترين تنهايي، عجب است . عاليترين ورع، احتياط در شبهه است.(ح 113) * بهترين بندگي انجام واجبات است ، بالاترين زهد، ترك محر مات است.(ح 113) * مطمئن ترين پشتيبان، مشورت است . (ح 113) * كم نيستند آنانكه ار تعريف ،گول مي خورند . (ح 116) * خطرناكترين آزمايش پروردگار مهلت است . (ح 116) * دوست افراطي مانند دشمنِ كينه توز است . (ح 116) * دو گروه از مردم درباره من هلاک شدند: دوستداری که افراط می کند.ودشمنی که تفریط می ورزد.(ح117) * از دست دادن فرصت موجب ندامت واندوه است. (ح118) * دنيا ماري است ظاهراً نرم و و اقعاً زهر، ظاهر بين را مي فريبد، و ژرف انديش از آن مي گريزد . (ح 119) * تفاوت زیادیست میان دوعمل:عملی که لذتش می گذردولی نتیجه زشتش می ماند.وعملی که زحمتش می رود ولی پاداش نیکویش می ماند.(ح121) * به كساني كه در تشييع جنازه مي خنديدند،فرمود:گويا مرگ براي ديگران است واين مردگان مسافراني هستند كه به زودي برخواهندگشت. !(ح 122) *خوشا به حال كسي كه فروتن است وکسب وکارش پاک،درونش صالح ،اخلاقش شایسته، مازاد مال را انفاق و مازاد گفتار را نگه مي دارد، شرش از مردم دور،زندگی او قانونمند، وهیچ ارتباطی با بدعت ندارند. (ح 123) * غيرت ورزي زن ،كفر وغيرت مندي مرد ، نشانة ايمان است .(ح 124) * بخيل مي شتابد به فقري كه از آن مي گريزد، تهيدست زندگي مي كند، ولي حساب توانگران را پس مي دهد . (ح 126) * چرا متكبّر به ديروزش كه نطفه بود و فردایش كه مردار است نمي انديشد .(ح 126) * تعجّب از كسي كه به آبادي خانة موقّت همّت و از آبادي خانة جاودان غفلت دارد . (ح 126) *هركسی که درعمل کوتاهی نماید به اندوه مبتلا می گردد .(ح 127) *خداوند ارتباط ندارد با کسی که خدا را در مال وجان او سهمی نیست.(ح127) * و فرمود: در اوایل سرما ازخود حفاظت نمایید ودر آخرش آن را پذیرا باشید : زیرا سرما در بدن های مردم همان کار را می کند که دردرختها:(آغازش می سوزاندوآخرش شکوفا می سازد).(ح 128) *عظمت خالق در نزد تو مخلوقات را در چشمت کوچک می کند .(ح129) * اي خاك خفتگان،اي اهالي غريبان،اي تنها ماندگان،اي وحشت زدگان، شما قبل از ما رفتيد ما هم به شما ملحق مي شويم؟ (ح 130) *اگرمردگان اجازة تكلّم يابندخواهند گفت:ان خيرالزاد التّقوي.(ح 130) * اي كسيكه از دنيا بد مي گويي اين تويي كه عليه دنيا اعلام جرم مي كني ؟ يا دنيا بايد عليه تو اعلام جرم كند ؟ (ح 131) * اين دنيا چگونه تو را فريب داده است ؟ آيا با گور پوسيده ، نياكانت كه به تو نشان داد ؟ (ح 131) * دنيا براي پندآموزان ، كلاس موعظه است . (ح 131) * دنيا مسجد بندگان خداست، دنيا نمازخانة فرشتگان است. (ح131) * دنيا فرودگاه وحي است ، دنيا تجارتخانة اولیاء الله است.(ح 131) * فرشته اي از جانب پروردگار هر روز مي گويد براي مردن بزاييد و براي خراب شدن بسازيد . (ح 132) * دنيا گذرگاه است ،نه قرارگاه .(ح 133) دوستی حقیقی هنگامی است که دوست برادر خود رادر سه چیز مراعات کند. درهنگام سختی،ودر غیابش،ودر وفاتش.(ح134) *هرکس که به اوچهارچیز عطا شده باشد،ازچهارچیزمحروم نمی شود.(ح135) 1) توفیق دعا عطا شود ، محروم نشدن از اجابت آن . 2) توفیق توبه عطا شود ، محروم نشدن ازقبولی آن . 3) توفیق طلب مغفرت ، محروم نشدن از بخشایش خداوندی . 4)توفیق شکربرخوردار شود ، محروم نشدن از افزایش نعمت . * نماز انسان با تقوی ، او را به خدا نزديك مي كند .(ح 136) * روزه، زكات بدن است . (ح 136) * خوب شوهرداري، جهاد زن است .(ح 136) * روزی را با صدقه برای خود فرود آوريد . (ح 137) *كسي كه به جبران پروردگار،ايمان دارد بي دريغ انفاق مي كند. (ح 138) * یاری وکمک خداوندی به مقدار نیاز، نازل می گردد. (ح139) * ميانه روي در معاش مانع فقر است . (ح 140) * کمی عائله (نان خور) یکی از دو توانگریست. (ح141) * مهرورزي نيمي از خردمنديست .(ح 142) * غصّه خوردن نصف پـيري است . (ح 143) * صبر به اندازة مصيبت نازل مي شود . (ح 144) * چه روزه داراني كه جزگرسنگي وتشنگي نصيبي ندارند. !(ح 145) *چه شب زنده داراني که به جزبي خوابي ورنج،نصيب ديگري ندارند.!(ح 145) * ايمان خود را با سپر صدقه حفظ كنيد . (ح 146) * اموالتان را با اداء حقوق واجب نگهداري كنيد، بلا را با دعا دفع كنيد . (ح 146) * يا دانشمند الهي باش يا دانشجوي با هدف . (ح 147) * دانش نگهبان توست، تو نگهبان ثروتي . (ح 147) *دانش با خرج كردننمي كاهد، ثروت با خرج كردن مي كاهد.(ح 147) * ثروتمند بي تقوی در زمان حيات هم مرده است، عالم ربّاني بعد مرگ هم زنده است. (ح 147) * دين شناس بي انگيزه و ديندار بي انديشه و گرسنة ثروت و شهوت نمي تواتنند پاسدار واقعي دين باشند . (ح 147) * آدمی در زیر زبانش، نهفته است.(ح148) * هلاک شد کسی که ارزش خود را نشناخت .(149) * از اين گروه نباش : دم از زهد و ترك دنيا مي زنند، در عمل مشتاق سوي دنيا مي دوند از شكر آنچه دارند، ناتوانند بيشتر مي خواهند، بر ديگران به اندك گناهي بيمناك و با گناه بزرگ خود اميدوار به رحمت الهي اند، كمكار و پر توقّع اند، اگر زمينة گناه فراهم شود معصيت پيش خريد مي كند كه بعداً توبه كند، عبرت را خوب توضيح مي دهند ،ولي عبرت نمي گيرند، در نصيحت كردن ديگران زبردستند و لي خود پند نمي گيرند، به سوي دنياي فاني سبقت مي گيرند و ازآخرت غافلند، گناه ديگران را بزرگ و گناه خود را كوچك مي دانند، طاعت ديگران را كوچك و طاعت خود را بزرگ مي بينند، سرگرم شدن با اغنيا را بر ذكر خدا با فقرا ترجيح مي دهند، حق خود را كاملاً مي گيرند ، ولي حق ديگران را كامل نمي پردازند .(ح 150) * برای هر انسانی عاقبتی است، یا شیرین و یا تلخ.(ح151) * برای هر آنچه روی آورده است،پشت گردانی است و آنچه پشت گرداند ،گویی نبوده است.(ح152) * هیچ آدم شکیبایی، پیروزی را از دست نمی دهد ،گرچه زمان به درازا بکشد.(ح153) * اگر به كار كساني خشنود باشي، با آنان همكاري . (ح 154) * هرکس که در یک باطل وارد شده دو گناه مرتکب شده :کناه عمل به آن باطل، وکناه رضایت به آن .(ح154) * در تعهد هایی که می سپارید به آن حقیقت با ارزشی(شرف،شخصیت) که مانند میخ های محکم به آن کوبیده اید ، چنگ بزنید.(ح155) * برشما باد اطاعت کسی که در جهل به او، معذور نمی باشید.(ح156) 1) وسایل بینایی آماده شده : اگر ببینید. 2) جاده هدایت هموار است : اگر هدایت شوید. 3) حقایق را به شما شنوانده اند : اگر بشنوید.(ح 157) * برادرت را با احسان و نیکی ،سرزنش کن و با بخشش و انعام، شر او را ازخود دور کن . (ح 158) * هر کس نفس خویشتن را در موارد تهمت قرار بدهد ،کسی راکه به او بدگمان باشد ، ملامت نکند .(ح 159) * هرکس به ملک رسید،منحصراخود رادید،ودیگران را نادیده گرفت . (ح 160) * كسي كه اهل مشورت است ،شريك عقل مردم است . (ح 161) * تا راز خود را افشا نكردي حق گزينش با توست . (ح 162) * سهمگينترين مرگ، تنگدستي است. (ح 163) * هرکس حق کسی را ادا کند که حق او را ادا نمی کند،اورا پرستیده است.(ح 164) * اطاعت ازمخلوق كه به معصيت خالق بيانجامد ، ممنوع است. (ح 165 ) * خودپسندي ،مانع رشد است . (ح 167) * مرگ ،نزدیک است وهمنشینی اندک .(ح168) * کسی که چشم بینا دارد، بامداد روشن است .(ح169) * ترك گناه آسانتر است از توبه کردن است . (ح 170) * بسا یک خوردن، که از خوردن های زیاد جلوگیری کند.(ح171) * مردم دشمن چیزی هستند که آن را نمی دانند. (ح 172) * هرکس جهات وابعاد آراء ونظریات را بفهمد ،موارد خطای آن ها را بشناسد .(ح 173) * هرکس سرنیزه ای رابرای خدا(در راه خدا) تیز کند ،بر قتل شدید ترین حمایتگران باطل پیروز گردد.(ح174) * سعة صدر بيابيد ، كه رياست به كف آيد .(ح 176) * با پاداش نیکو دادن به نیکو کار،بدکار را بیازار .(ح 177) * با پاك كردن كينه ازدلت،كينه ات را ازدل ديگران ريشه كَن،كُن. (ح 178) * ستيزه جويي و لجبازي ،مانع پرورش فكر وانديشه است . (ح 179) * طمعکاری بردگی جاودانی است.(ح180) * پشیمانی میوه تفریط است و سلامت محصول احتیاط .(ح181) * سكوت بيجا ، همانند سخن بيجا مردود است . (ح 182) * هیچ دو دعوا با یکدیگر مخالف نباشند، مگراین که یکی از آن دو گمراهی است .(ح183) * آغازسفر(کوچ کردن)،نزديك است.(ح 187) * هرکس با حق به ستیزه برخیزد،هلاک گردد .(ح188) * هرکس که صبرو بردباری نجاتش ندهد، اضطراب و داد و فریاد او را بکشد.(ح189) * به هر نعمتي مي رسي به فراق نعمت ديگري مبتلا مي شوي. (ح 191) * هرچه بيشتر از مصرف خود بدست آري خزانه دار ديگراني . (ح 192) * براي انجام موفق هركاري شوق آن كار را در خود ايجاد كن . (193) *با اشاره به مزبله فرمود:اين همان است كه ديروز،مردم بخیل به آن بخل می ورزیدند.درخبردیگر( برای آن رقابت می ورزیدید).(ح 195) * مالي كه تو را پند آموخت، از دستت نرفت و نسوخت . (ح 196) * قطعی است که دلها همانند بدن ها، گاهی به ستوه می آیند، در چنین مواقعی آنها را با سخنان لطیف حکمت،طراوت ببخشید.(ح197) * گاهي هدف باطل در نقاب حق دنبال مي شود . (ح 198) *خوش مباد صورت های كه در هیچ جا جزدر بدی ها دیده نمی شوند. (ح 200) * دو فرشته همچون سپر، نگهبان انسانند كه هنگام رسيدن اجل رهايش مي كنند . (ح 201) ارسالی از:آقای سرمدی |
| آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 30 فروردين 1389 ، 14:45 |





[سلام من یه بازی پ اس 10 خریدم که نیا...
سلام من الیاس قاسمی پاشاکی هستم .برای...
من یک لباس تقریبا سفید با ترکیبی از ت...
خیلی عالی ممنون میشم درباره ارامش صحب...
سلام باتشکر از اطلاعات مفیدتون. من ضم...